97 - تو برای من





comment

چشمانم را که می‌گشایم

با سرعتِ هجومِ نور فراری میشوی

چه بد که هنگام بیداریم تو میروی

کاش با طلوع خورشید چشمانم را نبوسی

و با پرتوهای نور در تار و پود اتاقم محو نشوی

*خوابت را دیدم و چه بس شیرین بود در این دوری، وصالِ خیالی!