98 - تو برای من





comment

صبح شده و تو میروی؛ بی‌خبر ز  ِ آنکه

طعم لبت را در خاطر لبانم

گرمای تنت را روی پوستم

بوی نفست را در میان موهایم

جاگذاشتی.